الان دارم با یه چهره شطرنجی و خجالت زده از این مدتی که نبودم آپ میکنمااا!
***دو چیز هیچ وقت از یاد آدم نمیره:دوست خوب-روزهای خوب.یه چیزم هیچ وقت از دل آدم نمیره:روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت***
سلام سلام.
حال شما؟احوال شما؟خوب هستین؟خوش میگذره؟چه خبرا؟
الان دارم با یه چهره شطرنجی آپ میکنم.وای از خجالت نیدونم چیکار کنم
.اشکای شوقم همینجور دارن سرازیر میشن
ببخشید این یکی شکلکو باید میزدم
اشتباه شد![]()
.آخه بنده مفتخر به دریافت لقب "ستاره سهیل" شدم که بعد از میلیاردها سال نوری آپ کرده.
نمیدونم رابطه آپ کردن و ستاره سهیل چیه؟شما میدونین؟![]()
وای که چقدرررررررررررررررررررررررر دلممممممممممممم واستووووووووووون تنگیییییییییده بووووووووود!!!![]()

ولی باور کنین که وقت سر خاروندن هم داشتم ولی وقت آپ کردن نه
(چی گفتم!!!!
).دو-سه روزی بیشتر نیست که از یه مسافرت ۱۲روزه برگشتم.![]()
امروز یهو به سرم زد که بیام و چرت و پرتایی بنویسم و خیر سرم آپ کنم.![]()
دوستون دارم یه دنیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوستای گل خودمین همتون.![]()
راستی به وبلاگ دوستم "نیلو" هم سر بزنینا!!
خب؟
آدرس وبلاگشو میذارم اول لینکام.
بازم میام پیشتون.البته زود زود.میلیاردها سال نوری نه ها،میلیونها سال نوری
.چطوره؟؟؟
فهلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!



بیب بیب برین کنااااااااااار،آخه شیطونک دوباره برگشته................
بعضیا میگن دنیا ارزش نداره!مگه میشه دنیاییی که دوستای گل شیطونکو داره بی ارزش باشه!!![]()
هووووووووووووووووووو!! ایول بزن دس قشنگه رو...
وای که چقد دلم واسه اینجا تنگیده بود!!![]()
سلام سلام.
حال شما چطوره؟احوال شما چطوره؟خیلی وقت بود ندیده بودمتونا!!![]()
خلاصه کلی خوشالم که برگشتم.
این دفعه دیگه نمیگم درس
داشتم آخه میدونم این بهونم تکراری شده!
شاید باورتون نشه ولی میخواستم
خیلی دلمواستون تنگ شه،اون وقت یهو محبتم قلمبه شه بیام پیشتون!
راستی عیدتون مبارک...![]()
راستی مرسی از بابت نظرای خوشملتون!![]()
فعلا چیزی واسه آپیدن ندارم!
فقط اومدم تا عرض ادبی کنم و جواب اونایی که کامنت گذاشتنو بدم و اونایی هم که افتخار دادن لینکشون کنمو هم بلینکم!![]()
![]()
![]()
آهان تا یادم نرفته:
یه یادداشت واسه آجی گیتی گل خودم
،امیدوارم که بخونتش:
آجی جونم بلایی سرم نیمده،حالا حالا ها هستم در خدمتت گلم!![]()
راستی میسی که تو این مدتی که نبودم میومدی بهم سر میزدی!![]()
هرچی بگم دوست دارم بازم کمه.عاششقتم!!![]()
همین دیگه.دوستون دارم یه عالمه/بابای![]()
***عشق تنها چیزیه که نوبتی نیست،پس خارج از نوبت همتونو دوس دارم...***

عنوان،یه آپ طولانی دیگه آخه خیلی وقته اینجا نبوووووووووودم!!!
کاش ماه می دانست که از این همه ستاره و سیاره تنها یکی مشتریست...
سلام سلام احوال شما؟خوب هستین؟![]()
وای که چقد دلم واستون تنگیده بووووووووووووووووووووود!!![]()
ببخشید دیگه...درس و مخشو ایناها نمی ذارن نت بیام!![]()
ولی در عوض اومدم تا یه خاطره کوچولو بگم و برم!!(اگه مهسا جونم یا آجی مینا اینجا هستن،حتما" با شنیدن این جمله خندشون می گیره مطمئنم!!)
ولی اول:بابا ولنتاین مباااااااااااااااااااااارک!!
ببخشید الان تبریک میگم!
خواستم همون روز آپ کنم ولی نشد!!الان تو همین آپ تبریک بگم که اشکال نداره!داره؟!؟!؟!
می دونم که خیلی ازش گذشته ولی...
پس...............................
هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو...
دختر پسرا همه دستا بالا.................
ولنتاین مبااااااااااااااااااارک................
مگه نمی گم بزن دس قشنگه رو............![]()
به افتخار همه دختر پسرای باحال....................![]()
بابا ولنتاینه هاااااااااااااااااا.......![]()
حالا همه رقص رقص رقص.............
هووووووووووووووووووووو............
ساکت باشین تا یه مطلبیو عرض کنم!!![]()
آقا،خانوم ساکت دیگه!انگار باید یه جور دیگه حالیتون کنم هان؟![]()
آفرین خب همون اول ساکت شین دیگه...
بابا ولنتاینه!هووووووووووووووووووووووو...مگه نمی گم ساکت؟؟؟!!
ولنتاین مبارررررررررررررک!!بگین ببینم چی کادو گرفتین هان؟؟؟!!![]()
خب حالا دوباره هم باهم:دس دس،حالا رقص رقصصصص............
دوم: ایول به همه شیطونکایی که وقتی من نبودم تنهام نذاشتن و و اومدن و کامنت گذاشتن!15تا همتونو دوس دارم(به اندازه هفت تا دریاو هفت تا آسمون و یه دنیا)![]()
![]()
...
یه خواهش کوچولو:تو رو خدا تو آخرین پستی که گذاشتم نظر بدین آخه اینجوری بهتر می تونم واستون کامنت بزارم،خب؟؟؟!!
حالا دیگه ابراز احساسات بسه چون هرچی بگم دوستون دارم کم گفتم!!
خب گفتم که کلی حرف واسه گفتن دارم:شروع می کنم آخه قصد دارم سرتونو درد بیارم(نیشخند)
1
2
3
چن روز پیش تو مدرسه سر زنگ زبان فارسی من طبق معمول خوابم میومد و اصلا"
حوصله گوش کردن نداشتم ولی این معلمه انقذه صداش بلنده که حس می کنی یه
بلندگو برداشتن و دارن تو گوشت داد می زنن.دست خودشم نیستا بیچاره عادت کرده با جیغ زدن درس بده!!
خلاصه طبق عادت همیشگیش پشت تابلو واستاد و با بی نظمی نکته های مهمو نوشت.یه عادت دیگه هم داره اونم تکرار کلمه ی ببینیده.
باور کنین تو حرف زدن هزار بارم بیشتر میگه ببینییییییییییییییییییییید!!![]()
منم واسه اینکه خوابم نبره شروع کردم کاریکاتورشو کشیدم!!
شاید باورتون نشه ولی از قیافه اصلی خودشم خوکشلتر شد...
(نگفته بودم شیطونک هنرمندم هس؟!خب الان میگم!!
)
حالا من و دوستام مرده بودیم از خنده اون بیچارم بی خبر از همه چیز درس می داد!
بعدش یه فرمول نوشته پشت تابلو:اگه اشتباه نکنم این بود:صفت مفعولی=بن ماضی+ه آره فک کنم همین بود!بعد روشو کرده سمت ما و دستشو
گذاشته رو صفت مفعولی میگه بن ماضی بعد دستشو گذاشته رو بن ماضی می گه به اضافه ی ه...
وای تا اینو گفت من مردم از خنده.........................![]()
فقط باید منو می دیدین!!حالا من فک می کردم حواسش نیست ولی آخر زنگ گفت:ببینییییید بچه ها من خیلی خودمو کنترل کردم که امروز به بضیاتون چیزی نگم ولی اگه 2باره تکرار شه از کلاس بیرون می کنم!!!!!![]()
با چشمای نخودیشم زل زده بود به من و اینا رو می گفت.آبرومو برد!
منم از خجالت آب شدم.تازه فهمیدم اونقدا هم که به نظر میرسه خنگ نیست!!
(تو رو خدا تو نظراتون سرزنشم نکنینا آخه خودمم فهمیدم که کارم خوب نبوده!!)
![]()
***خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده***
***قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده***
***بعد تو هیچ چیزی دوس داشتنی نیست***
***کوه غصه از دلم رفتنی نیست***
***حرف عشق تو رو من با کی بگم***
***همه حرفا که آخه گفتنی نیست***
تو رو خدا اگه یادم رفته کسی رو بلینکم،بهم بگه!خواهش می کنم!![]()

دوستون دارم یه دنیاااااااااااااااااااااااااااااااااا...
هوووووووو من با این درسایی که ریخته رو سرم،دارم می ترکم! ولی خب،دوس دارم آپ کنم!!
خب چی می خواستم بگمممممممممم؟؟؟؟؟؟![]()
آهان،بابا بزن دس قشنگه رو!! به افتخار گل دختری که(چیه؟منظورم خودمه دیگه!
)نه جون من بشینین،تو رو خدا بلند نشین!![]()
بسه دیگه!
بشینین تا باقیشو بگم!
خب:وای اصلا" باورم نمیشه!
آخه یه کوچولو تو درس فیزیک پیشرفت کردم!شاید باورتون نشه ولی...
این یه خبر،یکی دیگه هم این بود که،نه این خبر نیس تشکره!تشکر از بابت نظرای قشنگتون!
از همینجا می گم که من متعلق(درست نوشتمش دیگه،آره؟!) به همتونم!
نمی دونم با چه زبونی بگم،عاشقتونمممممممممممم!
چن روز پیش سر زنگ ریاضی،معلمه داشت درس می داد که یهو رسید به یه فرمول
و بی اختیار گفت:خب بچه ها حالا همه باهم...![]()
وای بیچاره منظورش این بود که هم با هم این فرموله رو تکرار کنین تا حفظتون شه!
من دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم و گفتم خانوما هم با هم دستا بالا!!
دوستمم گفت می خوایم بریم بندر......
حالا منم عصبانی گفتم نخیرم،ما تا شام نخوریم جایی نمیریم!![]()
![]()
حالا ما شانس آوردیم معلمه انقده تو حس درس رفته بود(از ما بیشتر)که حرفامونو نشنید وگرنه...
همیشه گفتم و بازم،نمی گم دیگه!!!!!!! آخه همتون می دونین که دوستون دارمممممم!!
سلام سلام سلام ...
دیگه نمی گم سلام!(مثلا" نگفتم!!!)
دیگه نمی گم حالتون چطوره؟!(اینم مثلا" نگفتم!
)
سلام سلامتی میاره،پس سلام خوبین؟
همین الان از جشن تولد بر گشتم!کلی خوش گذشت!جای همتون خالی!!!!!!!!!!!![]()
اول اینو بگم:بابا من امتحانام تموم شده!اینجا(شیراز)امتحانا رو زودتر از جاهای دیگه گرفتن!!(دلتون آآآآآآب!)
دوم:من خیلی درس می خونم!شاید فیزیکم یه خورده ضعیف باشه و لی باقی نمره هام همه بیست و
***
بی ربط:![]()
از اینکه صورتمو نوازش کنه خسته نمی شم...![]()
دوس دارم واسه همیشه پیشش بمونم...![]()
نمی دونم چرا وقتی می خوام نگاش کنم،بی اختیار چشمامو می بندم؟!!![]()
ولی اون زیاد نمی تونه پیشم بمونه!!!
اینو بهش میگم،اینکه دوس دارم همیشه پیشم بمونه...
بی اعتنا نسبت به حرفام،جلو چشمام محو میشه...
***
نه جون من متن ادبیو حال کردین؟؟؟!!![]()
منظورم برف بود! آخه اینجا داره برف میاد!
ینی هی میاد و هی قط میشه!![]()
***
دوصطون،دوسطون،دوصتون،دوثطون،دوثتون،خلاصه همه جوره دوستون دارم!!
نظر فراموش نشه...
دایی جونم تفلدت مبارک...
ببخشید ولی مجبور شدم آپ قبلیمو پاک کنم!
دایی جوووووووووووووووونم تفلللللللللللللدت مبااااااااااااااااااااااارک!!!!!!!!!
دوست دارم یه دنیا...................![]()
کلی دلم واستون تنگ شده بود...
همه ی دنیا یه جادست منو تو مسافراشیم،قدر امروزو بدونیم ممکنه فردا نباشیم!![]()
به به سلام دوست جونای خودم خوبین؟![]()
وای نمی دونین که چقد دلم واستون تنگ شده بود!(اینو از ته ته قلبم می گماااااا!)
راستش این روزا به خاطر درس و مقشام
مامانم زیادی بهم گیر می ده!واسه همینم زیاد
حالا من موندم چجوری جواب شما رو بدم!آخه خیلی به من لطف دارین!پس از همینجا می گم که خیلی
مخلصم بابا!!!ینی خیلی دوستون دارم!
اولش فک کردم که جوابتونو تو همین پست بدم ولی الان نظرم عوض شده
آخه فک می کنم تو وب هر کس واسه خودش نظر بذارم بهتر تره...
به هر حال...
اولی که از همه مهمتره اینه که بنده بالاخره با دریافت نمره ی پونزده و نیم!![]()
(چیه؟ببینم بچه از من صادقتر دیده بودی؟!!![]()
)توانستم با خوبی امتحان فیزیک را
پشت سر گذاشته و نزد خانواده سربلند شوم!البته اینم بگما خانومه بعدش یه امتحان کوچولو گرفت تا مستمرمو جبران کنم منم نمره کاملشو گرفتم!!![]()
![]()
(پس نیش خود را بسته و ادامه را بخوانید...)
دوم:قراره با دوستام چهار روز بهمنو بریم قشم!دو روز که تعطیله دوروزو هم خودمون تعطیل کردیم خلاصه
کلی حاله!البته هنوز قطعیه قطعی نیستا!!![]()
سوم سوم باور کنین همشو یادم بودا ولی الان یادم رفته!
سعی می کنم زود زود واسه همتون نظر بذارم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی خبر بدمم این بود که بابای یکی از دوستای خوبم مریضه!
خواهش می کنم واسش دعا کنین!
ممنون...
تا بعد بابای!![]()
خواستگاری و دردسرش...
لیز خوردن یه بهونس تا دستای اونیکه دوسش داریو محکم تر بگیری...
سلام سلام احوال شما؟خوب هستین؟
امروز یه روز خیلی خوبی بود نه به خاطراینکه مدرسمون تعطیل نبودا!
بخاطر اینکه امروز تو زنگ تعطیل با بروبچ کلی اذیت کردیم! می خواین بدونین بحث
چه سوالی پرسیدم!معلومه که می خواین بدونین!!!![]()
همون موضوعی که می تونه مشکل بضی از دخترا باشه!
بحث ما بحث شیرین و جذاب خواستگاری بود!!!
لطفا" آقا پسرا این قسمتو نخونن!چون دخترونس***با تشکر!
اول یه خبر بد: مامانم قرار بود امروز منو ببره مجلس شیرخوارگان!ولی
نشد آخه مدرسه بودم!!!!
(یه نی نیه بزرگ!مگه چیه؟؟؟!)
خب شروع می کنم:
1
2
3
داشتیم می گفتیم که اصلا" چرا یه دختر وقتی میان خواستگاریش باید چایی ببره!هان؟!
آخه ممکنه دختره هول بشه و اون وقت سینی چایی از دستش دربره
یه دفعه مهشید(دوستمه) گفت می شه واسشون آب جوش برد و یه
جعبه چای نپتون!اون وقت نه عروس خانوم هول می شه و نه آقا داماد می سوزه...
منم پیشنهاد کردم که میشه یه سماور آورد تا کارمون راحت تر شه!چطوره؟؟؟!!
یهو نیلوفر گفت چرا چایی رو ندیم مامانمون بیاره؟(یکیم نبود بگه مگه خواستگاری مامانمونه؟!)![]()
بعدشم من دوباره پریدم وسطو گفتم ینی نمیشه به جا چایی میوه برد؟![]()
مهسام گفت اون وقت یکی باید میوه های افتاده رو پشت سرمون جمع
کنه!! اون وقت تا برسیم به مهمونا چیزی تو ظرف باقی نمونده...![]()
ولی به نظر من میشه میوه ها رو تک تک واسشون ببریم یا یه لیست از
میوه های موجود تو یخچال خونمون تهیه کنیم و بعد یه کپی ازش بدیم
دستشون و خودمونم وایسیم سفارش گرفتن و بعد برا هر کودوم میوه دلخواهشو بیاریم!![]()
(به نظر شما خونواده داماد چه عکس العملی نشون می دن؟نمی گن چه عروس خلاقی قراره نصیبمون بشه؟!
بعدشم رفتیم سر اینکه وقتی با آقا داماد تو اتاق خواستیم حرف بزنیم
اول چی بگیم؟یا اول کی شروع کنه؟
هر دومون با هم حرف بزنیم خوب؟؟؟ولی ممکنه دعوامون شه با هم...![]()
خلاصه...
سرتونو درد نیارم...
عجب ماجرایی داره این خواستگاری...
***خدایا به همه عروس دامادا(مخصوصا" گل دخترا) کمک کن تا تو
مجلس خواستگاریشون کم نیارن و بتونن اعتماد به نفسشونو حفظ
کنن![]()
![]()
![]()
راستی دیشب مهمونامون تا دیر وقت خونمون بودن منم چون شب
قبلش نخوابیده بودم همش دنبال دوتا چوب کبریت می گشتم تا
باهاشون دو تا چشمامو باز نگه دارم!![]()
![]()
تازشم الان دوباره مهمون دارم دختر داییم سمیرا!سلام میرسونه!!!![]()
اگه یه پسریو این قسمتو خوندی:
اول:مگه نگفتم خوندن این قسمت واسه پسرا ممنوع؟!
دوم:دخترا هیچ کودوم اونقدم که فکر می کنی دستو پاچلفتی نیستن!
فقط...
اه اصلا" حالا کو خواستگار؟؟؟![]()
![]()
![]()
*همینطور یادتون نره که نظر هم دوس دارم...![]()
بالاخره امتحانام تموم شد!!!
امروز کلی خوشالم بالاخره امتحانامون تموم شد!!![]()
امروز آخریش بود و کلی خوب دادم امتحانمو...![]()
البته بایدم خوب میشد آخه به خاطرش دیشب موسسه نرفتم!دلم
واسه دوستام تنگیده دیگه تا شنبه نمی بینمشون!!!
دیروز خواستم آپ کنم ولی خیلی داغون بودم نشد!![]()
چون دیروز
دبیر فیزیکمون گفت که امتحاناتون خیلی بد شده و منم 10 نفرو
حالا کجا انداخته نمی دونم
ولی همش به این فکر می کنم که نکنه
بذا ببینم:میفتم!نمیفتم!میفتم...
آخه من دردمو به کی بگم که از فیزیک متنفرم؟!
یکیم نیس
بگه تو که از فیزیک بدت میاد چرا رفتی تجربی؟! ولی بذا دکتر شم
اون وقت به این خانوم فیزیکه نشون می دم...![]()
![]()
بعد از کلی کلاس خصوصی رفتن بازم وضعم فرقی نکرد ؟آخه آقاهه انگار
داشت واسه یه مشت فیزیکدان درس می داد یه مسئله هایی حل
کرد که اصلا" به گوشمونم نخورده بود!!!
ولی هر وقت مامانم ازم می پرسید این کلاسا تاثیری هم داره الکی
می گفتم آره!
جدیدا" هم گیر داده که دوباره باهاش کلاس بردار...
به هر حال فردا مهمون دارم!
کلی بهم خوش میگذره!
شایدم باهم آپ کردیم!![]()
کلی دوستون دارم!!نظر یادتون نره هااااااااااااااا!! ![]()
بابای
جدید:دوباره مهمون!دوباره پسر دایی و همسرش!البته این یکی داداش
اونه!![]()
یه چیزی بگم بین خودمون می مونه؟!![]()
![]()
![]()
![]()
خودشون خودشونو واسه شام دعوت کردن!![]()
ینی مامانم یه تعارف زد اونام از خداخواسته قبول کردن!!!![]()
هیس هیس بین خودمون باشه ها آخه اگه مامانم بفهمه کلمو
میکنه...![]()
![]()
![]()
وای اومدن
تا نیومدن داخل بابای...![]()
![]()